ميرزا محمد على وفا زواره اى
160
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
اهل خبرهء اين فنّ ، ظاهر مىتواند گرديد . قصيده اى كه روى شاهد مُلك ، از تو زيور يافته * خاك پايت را فلك با خود برابر يافته در بحار ژرف علم و دانشت ، غوّاص فكر * ناخداى عقل را محتاج لنگر يافته لعل شهدانگيز تو ، كار مسيحا مىكند * گر پيمبر نيست ، اعجاز پيمبر يافته نوك كلكت را خرد چون ديد در تسخير دين * گفت اين ميراث را از كلك حيدر يافته مىسزد گر گويم استادان يونان را خرد * در دبستان تو چون شاگرد كهتر يافته قوت ارشاد تو در پاس دين احمدى * خويش را محكمتر از سد سكندر يافته آسمان بهر تو از ملك سليمان ، گوييا * در دعاى « رَبِّ هَبْ لِي » * 115 كفو ديگر يافته نايب مهدى ، سمى قبله پنجم كه چرخ * سرمه از خاك رهت در چشم اختر يافته از سحاب علم تو گرديده خرّم ، كشت دين * باغ ملّت از نهال ذات تو ، بريافته « 1 » چرخ مينارنگ با اين رفعت و شان و شكوه * پايهء قدر تو را از خويش ، برتر يافته شاهباز رفعتت اى شاه كيوان پاسبان * نه فلك را بيضهآسا زير شهپر يافته
--> ( 1 ) - ( نگ ، تا پنج بيت بعد را ندارد . )